تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    حتی اگه بخوای هم باز نمی تونی مذهب رو اونطور که وقتی ما بچه بودیم مامان و باباهامون کردن تو کله مون، بکنی تو کله ی این بچه ها. حالا بماند که من و حمید علاقه ی چندانی هنم به این کار نداریم و دوست داریم کارن با همه چیز آشنا بشه و خودش انتخاب کنه که چی می خواد. البته اینم نظر منه و اگه به حمید باشه می گه کلا نباید با مذهب آشنا بشه!!! 

    امروز که عید قربان بود و همه توی تلویزیون و این ور اون ور به هم تبریک می گفتن برای کارن جالب شد که چرا عید قربان؟؟؟

    و من سعی کردم یه ورژن یه کمی سیف تری از حضرت ابراهیم رو براش به اجرا بذارم و گفتم :" چون روزی بوده که حضرت ابراهیم به خاطر خدا یه گوسفند رو قربانی می کنه اسمش شده عید قربان".

    خب تعجبی نداره که این داستان چندان هم جذاب نباشه .   این بود که بهم اجازه نداد تا بتونم بیشتر توضیح بدم و با همون لحنی که جدیدا خیلی ازش استفاده می کنه و نشان از بلاهت یه مادر داره که نتونسته جواب قانع کننده ای به پسرش بده گفت:" مامان این چه کاریه آخه؟ گوسفند به این نازی و گوگولی که وقتی هر کسی صورتشو می بینه خیلی از خوشحالی غش می کنه آخه چرا باید قربونی بشه؟؟؟"

    قیافه ی من: 


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : قربان ,حضرت ابراهیم ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 4 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر